عاشقانه
جمعه 21 آبان‌ماه سال 1389 :: 05:47 ب.ظ ::  نویسنده : مدیر سایت

 

صاحب باغ باغبان را مرخص کرد و گفت:«می خواهم چند روزی در اینجا خلوت کنم.» حتی مترسک را هم از بین برد. به دنبال این ماجرا پرندگان هجوم آوردند تا باغ انگور را تاراج کنند. صاحب باغ از روی ناچاری دوباره مترسک درست کرد و وسط باغ گذاشت. حضور مترسک پر رنگ تر از او بود. سیگارش را روی صورتش در آینه خاموش کرد. سپس کراواتش را باز کرد و به گردن مترسک بست.